قدرت سکوت

قدرت سکوت

مقالات بلند در مورد مسائل عمومی
قدرت سکوت

قدرت سکوت

مقالات بلند در مورد مسائل عمومی

شوخی3

ادامه مطلب

  

زمانی که گفتند از نو برخیز و مجددا شروع کن

 

برخاستم  و شروع کردم

 

بار دوم که زمین خوردم گفتند

 

آنگونه بر خیز که مرتبه قبل برخاستی و شروع کن

 

برخاستم و......

 

زمین خوردن را بهتر یاد گرفتم و بر خاستن های گوناگون

 

وزیبا را

 

ولی هرگز به زیبائی امیر تیمور لنگ نه افتادم نه برخاستم

 

مرا برداشتند تا فرزندم زمین بخورد و بر خیزد

در طلیعه بهار و هوای بسیار لطیف تهران  در اطاق ماندن و نوشتن کمی غیر عادی است

ذرات هوا انسان را به سیر و تفرج دعوت میکنند

طبیعت بسوی باز شکوفائی میرود و من...........

دل عاشقی که بهار ...........بهار را تاب مقاومت ندارد. عاشقی   عاشقی  

همراه بهار عاشقی    عاشقی

عشق .بهار . باران

ذرات وجودم تا انتهای کهکشان پراکنده اند و هر یک

دنیائی عشق را هدیه دارد


مطالب زیر هیچ ارتباطی به عقیده به معنای این هست و

دیگر نیست نمی باشد

انتقاد و ایراد و فلان و بهمدان هم نیست فقط یک عنوان

برای اندیشیدن است .باشد که اندیشمندان خود به مقصد برسند

و اعلام فرمایند

نقل قول و فلان کتاب را نمی خواهم .لطفا شخصا بیندیشید

البته از گفتار و نوشتار بزرگان در مرحله تفکر و اندیشیدن

استفاده بفرمائید اما آن نوشته ها را دستآورد نویسنده بدانید

لطفا خودتان چطور در این مورد فکر میکنید.

اصل مطلب

آیا ایرانی ها با اصل قرار دادن عدالت موضوع انتظار را که

ادامه طبیعی و منطقی عدالت خواهی است را وارد فرهنگ

کرده اند؟

آیا بقیه صفات باریتعالی که ما میشناسیم کمتر از صفت عدل

است.

آیا رسالت پیامبران انتشار لا الله الالله بوده.؟

بنظر شما می توان خدا را آنالیز کرد که مثلا قسمت مربوط

به عدل خدا نعوذبالله رشد یافته تر از بقیه صفات است؟

ادامه دارد

شوخی 2

 

من آن طور می نویسم که خواننده رانوشته های من بسمت رهائی و

 بسمت انتخاب آزاد و رها  فقط راهنمائی کند

توجه کنید

یک اتومبیل درست زیر یک تابلوی فاصله نما در کنار اتوبان

خراب شده بود

فرض بفرمائید  روی آن تابلو نوشته شده بود تهران( 15 کیلومتر)

آیا راننده اتومبیل می تواند از تابلو توقع داشته باشد که او را به تهران

برساند .

خوب طبیعی است که تابلو فقط یک راهنما است نه بیشتر.

آیا راننده اتومبیل خراب حق دارد به تابلو بگوید تو چرا؟؟؟؟

رهایش کنیم……….

بخدا من از آن تابلو ناتوانترم و نمی توانم شما را بجائی برسانم

ولی انگشت نشانه ام از فصل های سرد گذشته و راهنمائی های عاشقانه

در مقابل چشمان انتظارم خشکیده

و گاهی پرستوئی از جهت انگشت من بسمت بهاری رفته است

سوگند می خورم

 

 

<:P:>

بی رحمی متانت است لطفا به این جمله بیندیشید .منظور از بیرحمی در این مطلب بسیار فراگیر است و بخصوص جنس این بی رحمی از جنس توحش و انتقام گیری و بخصوص بی رحمی   مذهبی نیست منظور از بیرحمی حذف آیتم ترحم بخود و دیگرانِ در زمان بررسی و تحلیل یک موضوع است و حذف ترحم از محاسبات اجتماعی  که در بسیاری از موارد این احساس ترحم به خسارات و زیان های جبران ناپذیر انجامیده در داستان های قدیم قصه ائی بود بنام   دوال پا انشاالله خواهم نوشت--------

آیا می توانم بگویم که در جهان هستی که بسیار هم شگفت انگیز است
بسیاری از پدیده ها را می توان با دقت یافت .البته یافتن و یا نیافتن این گونه
موارد تفاوتی در زندگی ندارد مگر!!!!!! با مراقبت به راهنمائی های جهان
 
هستی توجه کنیم یکی از این پدیده ها موضوع روح زمان است.روح زمان
 
باید توضیح بیشتری داشته باشد تا بعد..............

زمانی که گفتند از نو برخیز و مجددا شروع کن

شوخی

ای کاش این مطلب تشویش افکار عمومی بود

 

شاید هم تخدیر اذهان عمومی باشد

اما مطمئن نیستم احتمالا تقدیر از اذهان عمومیه

اگر تشویق اذهان عمومی نباشد حتما تحمیق اذهان عمومی هم نیست

بالاخره یه چیزی در همین مایه ها هست

توجه فرمائید نصف یک مکالمه تلفنی (یکطرف تماس)را می نویسم سعی می کنم مطلب را عینا نقل کنم

الو  بفرمائید

............

چه عجب یاد ما کردید

.......................

همه خوبند سلام میرسونند

.........

سید علی هم خوبه  روز عاشورا دیدمشون

.......................

خوب چه خبر

...........

بخدا ده سالی میشه که قاضی مواد مخدر نیست

....................

بخدا من کانال ساز نیستم .......چند مرتبه قبلا .......

................

هر کاری از من بر بیاید می کنم

..............

موضوع همان ده کیلو تر.......

.................اما من که روز عاشورا توی دسته زنجیر زنی ده دیدمش

....................

حتما تعطیلات عید را هم خانه است

............

باشه اگه دیدمش بهش میگم یه کاری بکنه

.........

سلام برسون

چشم احتمالا بهانه دیدن  است . و بطور قطع بهانه ندیدن .و چه راحت از ما

می پذیرند وقتی می گوئیم ندیدیم .

همه باور می کنند.

راستی شما می دانید چرا و چگونه می شود ندید

<:P:>

مدت 21سال است که میلاگم اما با تعداد کمی از خوانندگان

در تماس بودم.

من نیک می دانم که نمی توانم با زبان مردم زمانه خود فکر کنم

بیاندیشم –بنویسم . یا ارتباط برقرار کنم

من انسان را دوست دارم .او را والا و متعالی می دانم .من انسان

را خالق می دانم .

انسان را کریم و بخشنده و حاکم می دانم

لذا

نوشتن برای چنین موجود عزیزی کار راحتی نیست