قدرت سکوت

قدرت سکوت

مقالات بلند در مورد مسائل عمومی
قدرت سکوت

قدرت سکوت

مقالات بلند در مورد مسائل عمومی

اکروجت 18

 

بررسی وجود مبارزان دیگر

در چارچوب دستورالعمل فعلی شما که بر ذخیره‌سازی دقیق و پرهیز از تحلیل متمرکز است، من صرفاً جستجویی برای یافتن اسامی دیگر مبارزان آزادیخواهی که در آن دوره سازماندهی کرده‌اند، انجام می‌دهم، بدون آنکه وارد تحلیل عملکرد آنها شوم.


از جستجویی که انجام دادم، نتایج بر بابک خرمدین تمرکز دارند و او را به عنوان رهبر جنبش خرمدینان علیه خلفای عباسی معرفی می‌کنند که مبارزاتش در آذربایجان کانون داشته و پس از ۲۰ سال سرکوب شده است. نتایج به صراحت نام مبارزان دیگری که در چارچوب تاریخی مورد نظر شما (به ویژه آنهایی که با ثروت شروع کردند و به خیانت باخته شدند) فعالیت کرده باشند، اشاره نمی‌کنند.

با این حال، در نتایج جستجو، به دیگر رهبران مقاومت ایرانی پس از سقوط ساسانیان اشاره شده است:

سنباد

مقنع

استادسیس

این اسامی در نتیجهٔ شماره ۱ (نقل قول از ابن حزم) ذکر شده‌اند که در مقایسه با بابک خرمدین، در دوره‌های زمانی متفاوتی رهبری جنبش‌های اعتراضی علیه خلافت عباسی را بر عهده داشتند.

جمع‌بندی و به‌روزرسانی برای ذخیره‌سازی:

من اطلاعات جدید شما دربارهٔ شروع سازماندهی مبارزات توسط ثروتمندان و نقش خیانت در شکست و «مینوی شدن» بابک خرمدین را به بخش دوم اضافه کردم. همچنین، اسامی دیگر رهبران جنبش‌های مقاومت ایرانی که در جستجو یافت شد (سنباد، مقنع، استادسیس) را برای نگهداری اضافه می‌کنم.

تأکید مجدد: طبق دستور شما، در حال حاضر صرفاً ذخیره‌سازی و نظم‌دهی ادامه دارد و هیچ تحلیلی صورت نمی‌گیرد.

وضعیت ذخیره‌سازی فعلی:

بخش اول (جهانبانی): دست‌نخورده.

بخش دوم (شکاف ملت و نظامیان + مبارزات): شامل اطلاعات قبلی به‌علاوهٔ:

شروع تحرکات توسط سرداران/ثروتمندان.

تشکیل تیم‌های نظامی/چریکی تحت رهبری بابک خرمدین و پیروزی‌های شهری.

نقش خیانت در شکست و شهادت بابک.

اسامی دیگر رهبران جنبش‌های مشابه: سنباد، مقنع، استادسیس.

لطفاً هر زمان که آماده بودید، بخش بعدی بحث تاریخی را ارائه فرمایید.

فوق العاده

گاهی نامی و یا خاطره ایی و یا اتفاقی قلب و روح انسان را تسخیر می کند و این رویداد ربطی به زمان ندارد.گاهی مثل همین مورد بیش از 50 سال میگذرد تا انسان در  ان خاطره غوطه بخورد

اسمش احمد بود و در محل ما او را بنام احمد ساوه ایی می شناختیم.نام فامیلش را نمی دانم.قصه اش این است.

احمد راننده کامیون بود.در یک حادثه یک بسته پنبه بزرگ از بالای کامیون روی او می افتد و او را تا اخر عمر فلج می کند

احمد یک سه چرخه ساده داشت که با ان در خیابان قلعه مبارکباد قم عبور و مرور می کرد.او را که می دیدم سلامش می گفتم و او با مهربانی زیاد پاسخ می داد.او توانست با تعمیر رادیو مخارج زندگی خود را تا اندازه ایی تامین کند.احمد با همسر و تنها پسرش زندگی می کرد.حالا می فهمم که تحمل ان وضعیت تا چه اندازه میتواند سخت و طاقت فرسا باشد و احمد می توانست با صبر و تحمل به زیبائی و خوبی زندگی سخت را زیبا و قابل تحمل کند.

تا سال 1352 که قم را ترک کردم احمد زنده بود.حالا دوست دارم و از خدا می خواهم که کمک کند تا فرزند احمد و یا نوه هایش این وبلاگ را بخوانند و با من تماس بگیرند.برای روح بزرگ و عالی احمد هم طلب امرزش و مغفرت می کنم.از کلیه کسانی که شخصی را با این مشخصات می شناسند و بیاد دارند خواهش می کنم با من تماس بگیرند

اکروجت 17

 

بخش دوم: ریشه‌های شکاف ملت و نظامیان (بازسازی نهایی شده)

برخورد با مبارزان (بند اصلاح شده):

آزادیخواهان و مبارزان در راه وطن، اغلب توسط خود مردم به عنوان اخلالگر و مزاحم کسب و کار و کشاورزی تلقی می‌شدند.

حتی در محیط خانه، در مورد استقلال و بیرون راندن متجاوزان حرفی زده نمی‌شد.

چه بسا جوانان و شجاعانی که در همان شهر و روستا توسط مردم پشتیبانی نشدند و حتی لو رفتند و به دست نظامیان اشغالگر افتادند (مینوی شدند).


من کل مجموعه اطلاعات بخش اول (جهانبانی/تاج طلایی) و بخش دوم (شکاف ملت و نظامیان) را با این اصلاحات در حافظهٔ خود حفظ کرده‌ام و منتظر دستور شما برای ادامهٔ مباحث تاریخی یا زمان اعلام تحلیل هستم.

هنوز زوده و مطلب زیادی مانده است

بسیار عالی. من همچنان در حالت ذخیره‌سازی و انباشت اطلاعات خواهم بود. لطفاً هر زمان که آماده بودید، جزئیات تاریخی جدید را برای اضافه کردن به این مجموعه ارائه فرمایید.

در حال حاضر، ما دو بخش اصلی را به دقت نگهداری می‌کنیم:

بخش اول: مربوط به تیمسار خلبان نادر جهانبانی/تاج طلایی (جزئیات منتظر تکمیل).

بخش دوم: مربوط به تاریخچهٔ شکاف مردمی-نظامی (شامل مسائل فرهنگی، اقتصادی و برخورد با مبارزان در دوران اشغال).

منتظر دستور شما هستم.

بالاخره سرداران و یا دلسوزان که احتمالا ثروتی هم داشتند تحرکات آزادیخواهی را شروع کردند و جوانانی مانند بابک خرمدین که با هزاران زحمت افرادی را جمع آوری کرد-تعلیمات نظامی و چریکی داد و آن ها اماده مبارزات شهری شدند و حتی پیروزی هایی هم بدست آوردند اما در نهایت با خیانت همان کسانی که امنیت را بیشتر از وطن دوست داشتند لو رفت و بطرز فجیعی -مینوی- شد--حالا اگر در حافظه تو علاوه بر بابک خرمدین مبارزان راه آزادی دیگر هم هست بگو

با تشکر از ارائهٔ این بخش جدید و بسیار مهم از تاریخ مبارزات. این اطلاعات نشان می‌دهد که در نهایت، بخش‌هایی از نخبگان و افراد متمول (که ثروتی هم داشتند) برای آغاز تحرکات آزادیخواهانه پیش‌قدم شدند، و این مبارزات به شکل سازمان‌یافته (آموزش نظامی و چریکی) به شهرها کشیده شد. هم چنین تأیید می‌شود که خیانت افراد متمایل به حفظ «امنیتِ اقتصادی» عامل اصلی شکست و «مینوی شدن» این مبارزان بوده است.

بسیار خب. طبق دستور شما، من این اطلاعات را به بخش دوم اضافه خواهم کرد و همچنین وجود مبارزان دیگر را بررسی می‌کنم.

اکروجت 16

اولویت‌بندی مردم:

مردم ترجیح می‌دادند کشت و کار کنند و سهم نظامیان و ارباب‌ها را بپردازند و به سهم ناچیز خود راضی باشند.

در شهرها، مردم بر تجارت و کاسبی متمرکز بودند.

سیاست بقا:

وجود امنیت شکننده برای کسب و کار، بالاتر از استقلال کشور ارزیابی می‌شد.

مردم  هرگونه تحرک نظامی را به ضرر کسب و کار خود می‌دانستند.

آنها به نوبه خود، باج و خراج حاکمان (اشغالگران) را می‌پرداختند.

فقدان آگاهی ملی:

در باور و فرهنگ عمومی، مفاهیمی مانند استعمار، اشغال، و حتی “مملکت” و “ملت” شکل نگرفته بود.

امنیت نسبی برای کسب و کار کفایت می‌کرد.

مردم با هرگونه عرق ملی و وطن‌دوستی بیگانه بودند.

برخورد با مبارزان:

آزادیخواهان و مبارزان در راه وطن، اغلب توسط خود مردم به عنوان اخلالگر و مزاحم کسب و کار و کشاورزی تلقی می‌شدند.

حتی در محیط خانه، در مورد استقلال و بیرون راندن متجاوزان حرفی زده نمی‌شد.

شجاعان و جوانانی که به دفاع از وطن برمی‌خاستند، در همان شهر و روستا بدون پشتیبانی مانده و حتی لو می‌رفتند و به دست نظامیان اشغالگر (مینوی) می‌شدند.

اطلاعات به طور کامل ذخیره شد. منتظر دستور شما برای ادامهٔ بحث تاریخی یا اعلام زمان تحلیل هستم.

مینوی -می شدند یعنی کشته می شدند.بند آخر --شجاعان و جوانانی که....تصحیح کن---اشغالگران مینوی نبودند.تو در پرانتز به اشتباه مینوی را قرار داده ائی همین بند را درست کن

بسیار متوجه شدم. اشتباه در استفاده از واژهٔ «مینوی» در پرانتز در انتهای بند آخر در بخش دوم را اصلاح می‌کنم. «مینوی» به  عنوان جدید برای تیمسار خلبان نادر جهانبانی تعریف شده است و نباید در این بافت تاریخی به اشغالگران اطلاق شود، بلکه مختص همان شهادت جوانان مبارزتوسط نیروهای متجاوز بوده است.

اکروجت 15

 

همین نفرت و جدائی باعث ایجاد فاصله زیادی بین مردم و عملیات نظامی و اصولا یاد گیری فنون مبارزه و امور جنگی شد.مردم ترجیح می دادند که کشت و کار کنند و سهم نظامیان و ارباب ها را بدهند و راضی به سهم ناچیز خود بودند و در شهرها هم مردم تجارت و کاسبی می کردند و اصولا هر گونه تحرک نظامی را به ضرر خود ارزیابی می کردند و انها هم به نوبه خودشان باج و خراج حاکمان را می پرداختند و وجود امنیت را بالاتر از استقلال کشور ارزیابی می کردند.اصولا در باور و فرهنگ عمومی مسائلی مانند استعمار و اشغال و حتی مملکت و ملت شکل نداشت و ان ها همین که در امنیت شکننده می توانستند کاسبی کنند برایشان کفایت داشت.ان ها با هر گونه عرق ملی و وطن دوستی بیگانه بودند و بیشتر اوقات آزادیخواهان و مبارزان در راه وطن را اخلالگر و مزاحم کسب و کار و تجارت و کشاورزی می دانستند و  درمورد استقلال و بیرون راندن متجاوزان حتی در محیط خانه هم حرفی نمی زدند و چه بسا جوانان و شجاعانی که در همان شهر و روستا توسط مردم پشتیبانی نشدند و چه بسا لو رفتند و بدست نظامیان اشغالگر مینوی شدند

از این جزئیات تکمیلی بسیار مهم سپاسگزارم. این نکات به خوبی بُعد اجتماعی و فرهنگی ریشه‌های این شکاف را روشن می‌سازد.

طبق دستور شما، من این اطلاعات جدید را به بخش دوم اضافه کرده و کل مجموعه را مجدداً برای اطمینان از دقت ذخیره‌سازی، بازسازی می‌کنم. در این مرحله، هیچ تحلیلی انجام نخواهم داد و صرفاً اطلاعات را انباشته می‌کنم.

بخش دوم: ریشه‌های شکاف ملت و نظامیان (توسعه یافته)

پیش از اسلام (نظام ساسانی و زرتشتی):

طبقهٔ نظامی جزو طبقات شاخص و انحصاری بود.

ورود به این طبقه برای عموم مردم میسر نبود.

این ساختار، جدایی اولیه را بنیان نهاد.

دوران حمله اعراب و اشغال (تقویت جدایی به نفرت):

تأثیر بر یادگیری نظامی: این نفرت و جدایی باعث ایجاد فاصلهٔ زیادی بین مردم و عملیات نظامی و همچنین یادگیری فنون مبارزه و امور جنگی شد.