ادامه مطلب
آنها با توجه به این
موضوع، تمام عمر و جوانی را به درس خواندن و تحصیل گذرانده اند
شاید تعدادی از ایشان باز هم به تخصص خود، ادامه دهند و آنقدر درس
بخوانند تا به سن میان سالی رسیده واز شور و شوق زندگی، بیفتند.
مردم اطراف این متخصصین هم زیاد قادر به برقراری رابطه با
این گونه ادم ها نیستند. و ممکن است احتمالا گاهی کسی از ایشان
سئوالی در باره تخصص شان و رفع مشکل خود ، بکند.اعضا
خانواده برای تحصیل کردگان سطح بالا، ارزش زیادی قائل هستند و
بخصوص خانم های متخصص به پدر ومادر خود وابستگی خاصی
دارند . حالا در نظر بگیرید با مرگ یکی از والدین، چه ضربه ائی به
این افراد تنها وارد می شود. لازم است کسانی که آینده خود را وقف
علوم ودانش، می کنند و معمولا هم ازدواج نکرده اند. حتما به نیازهای
روحی و جسمی واجتماعی و ارتباطی متناسب با جامعه ما، توجه کافی
کرده و آن ها رازندگی کنند. خوبست بدانیم علم و دانش قادر نیست
برای شما بدون آگاهی، آرامش بیاورد. آگاه باشید که شما هم یک انسان
هستید با تمام نیازهایش که وجود این نیازها، هرگز تحت تاثیر علم و
دانش شما قرار نمی گیرد. البته ممکن است با کمک علم و دانش
نیازها را سرکوب کرد ولی نابود نمی شوندو در سال های میانسالی
حتمانیازها، شما را وادار خواهند کرد. که از دانش طلبی صِرف خود
احساس پشیمانی کنید. بسیاری از متخصصین ودانشمندان جهت مخفی
کردن مشکلات خود در این باره....به موارد و مسائلی پناه می برند
که اتفاقا مورد توجه جامعه هم، ممکن است قرار بگیرند.اما این
توجهات و بیشتر ازآن هم،قادر به زدودن زنگار تنهائی از
قلب ایشان نیست. هیچ لذت و معجزه ائی بالا تر از این
نیست که شما دست طفل خود را بگیرید و با او راه بروید
و در حالی که مراقب او هستید به قد وقامت کوچلوش
نگاه کنید.
از اینکه بنا به ضرورت از جملات منفی استفاده کردم
عذر میخواهم. شاد و پیروز باشید
پایان
ادامه مطلب
. شما اگر از درد و غصه و بدی نفرت دارید
پس بیائید و روزی یکبار از غم و غصه و...بهر دلیل
که وجود دارند. صرفنظر کنید. دقت بفرمائید. هر گز
شادی نشانه نادانی نیست و غم وغصه، نشانه دانائی و
بزرگی وداشتن شخصیت و کمک به جامعه نیست.
یکی از عوامل مهم در ایجاد غم و افسردگی تنهائی است
اخیرا بدلایل اقتصادی سن ازدواج بالا رفته و جوانانی که
قاعدتا باید با همسر خود، زندگی می کردند اکنون تنها بسر
می برند. این جوانان معمولا در خانه والدین هستند. ولی تنهائی
ایشان با حضور والدین ،از بین نمی رود. آن ها نیاز به همدم و
همراز دارند. و ارضا قوای جنسی هم که کاملا طبیعی و
مشخص است.وچنان چه این رضایت طبیعی حاصل نشود.
انواع گرفتاری هابرای جوان پیش میاید.جوانان می توانند با
تقویت روابط اجتماعی خود و حضور در جمع دوستان و اجرای
ورزش هائی مانند راه پیمائی و کوهنوردی تا حدی از بند تنهائی
رهائی یابند .یکی دیگر از عوامل تنهائی، دانش ودانائی است.
معمولا آن دانش و دانائی ،موجب تنهائی هست. که با آگاهی
همراه نباشد.برخی از جوانان با توجه به دانشی که اندوخته اند.
متخصص و یا فوق تخصص شده اند. حتما فکر می کنید او در
یک وضعیت عالی و یا حداقلش از یک وضعیت معمولی برخودار
باشد. اما این طور نیست. این جوانان که بیشتر اوقات عمر جوانی
را بمصرف علم اندوزی رسانده اند .به احتمال زیاد از بدست آوردن
مهارت های زندگی و لذت های گاه بگاه آن غافل بوده اند .ناشی گری.
آن ها در ایجادارتباط و ناتوانی شان در بهره گیری از فرصت های
زندگی معمولی آن ها را، تنها می کند.اگر ایشان به گذشته خود نگاه کنند.
متوجه خواهند شد که هدف کامل آنها، متخصص شدن بوده و آنها با
توجه به این...
ادامه دارد
ادامه مطلب
فورا یک شماره تلفن (الکی) به طرف بدهیم و بگوئیم
فورا به این روانشناس، مراجعه کن. در ارائه شادی
کوتاه نیائید. شاد کردن دیگران با ظرافت و نکته
سنجی و البته کوتاه را ، وظیفه سنگین خود بدانید
لطفا با هیچ قوم و لهجه و ملیتی و شکل فیزیکی
افراد، شوخی نکنید. اگر تا اینجا تاب آورده اید و
مرا بی درد وغم تصور، نفرموده اید.لطفا شما هم چند مورد
شادی کوچک و البته ارزشمند، را معرفی بفرمائید. و
چه خوبست، اگر در وبلاگ خود اینگونه شادی ها را
معرفی کنید. باور بفرمائید اگر غصه خوردن و اخم
میتوانست حلال مشکلات و بخصوص راه گشای
آینده درست باشد .حکومت کاری میکرد که شما از
خندیدن زیاد، مدهوش شوید. غم ها ،شکست ها،
ناکامی ها و بطور کلی تمام عواملی که زاینده
اندوه هستند مربوط به اتفاقات گذشته است و مطمئن باشید
که با غرق شدن در گذشته و کنکاش مصیبتها ،هرگز
نمی توانید راه آینده روشن را، بیابید. به فردا نگاه
کنید. قدر شادیهای کوچک خود را بدانید. ایمان بیاورید
که شادی انعکاس روح بزرگِ انسانها، است. بی عدالتی ها
و بخصوص بیان این موارد، فقط انسانها را، رنجور و عصبی
میکند . از بد گویان، زشت پویان و غصه داران ،بسرعت
فاصله بگیرید. شما انواع دلایل و بهانه ها را، برای غمگین
بودن خود و غمگین ساختن دیگران، در دست دارید.
امتحان کنید ببینید چند راه و روش بلد هستید تا حداقل یک
نفر را در روز، کمی شاد کنید. شما حتما اگر انسان قوی
و سالم و با ظرفیت باشید ، قادر خواهید بود که اینکار را
انجام دهید. شما اگر از درد و غصه و بدی نفرت دارید
پس بیائید و روزی یکبار از غم و غصه و...بهر دلیل...
ادامه دارد
ادامه مطلب
و درست آن است که
خودمان با همکاری و هم فکری همدیگر، نسبت به
نوشتن آداب و رسوم شهر و شهرستان های خودمان و
انعکاس و آموزش شادی های کوچک و قابل دسترسی
کاری انجام دهیم. بهم دیگر یاد آوری کنیم که شاد
زیستن و شاد بودن وظیفه و خواسته انسان های سالم
است و هر نهاد و حکومت و طرز فکری با شادی
انسان ،بهر بهانه و نامی، مخالف باشد .مغرض و بدجنس
و بیمار است. اگر دست بقلم، هستیم . از نوشتن داستان هائی
که اتفاقات شاد ندارند. جداً خود داری کنیم. هرگز شاد
زیستن را نکوهش نکنیم . بیائید بجای مصرف انواع
داروهای ضد افسردگی. برای مردم، شادی تجویز کنیم
هرگز به افراد شاد با چشم حقارت نگاه نکنیم و آن ها را
جلف، ننامیم. چه خوبست از افرادی که از بقیه شادتر
هستند. دلیل شادی آن ها و روش شاد بودن را، بپرسیم
و انعکاس دهیم. دعوت می کنم بسرعت از تمام ناگواری های
زندگی شخصی خود ،عبور کنید. غم را فراموش، کنید
بدنبال سنگ صبور و همدرد نباشید. وضعیت روحی و
روانی جامعه در مرز خطرِ واقعی، قرار دارد. خواهش
دارم با تخلیه درد وغم و شکست و ناکامیِ شخصی خود
و یا ناشی از تفکر دردناک خود، به بیماری جامعه دامن
نزنیم. در مجالس و محافل افراد شاد را تنها، نگذاریم و
آنها را وادار کنیم که شادی خود را بروز دهند . به
کوچک ترین موضوعی که غم ندارد از ته دل و با
صدای بلند، بخندیم. اگر خودمان استعداد شاد بودن را
داریم در مجالس دوستی و خانوادگی، با رعایت ادب
جنسی و قومیتی، آن چه که در توان داریم را برای شادی
دیگران رو کنیم. به شکلکها و متلک ها، بی توجه باشیم
و اگر بطور جد با این گونه عکس العمل ها مواجه شدیم
فورا یک شماره تلفن (الکی) به طرف بدهیم و بگوئیم...
ادامه دارد
ادامه مطلب
و اخیرا مرکز تعلیم
مداحی و تشکیل دسته جات عزاداری و ...
حالابه سخت افزار جشن و شادی ملی نگاهی بیندازید.
خواندن جملات عربی در مورد یک جشن صد در صد
ایرانی وفارسی—پخش موسیقی تکراری و
پخش سر جمع نیم ساعت پیام سران مملکت . چند چراغانی
نصفه و نیمه . هجوم تمام ابوابجمعی پلیس راهور به
جاده ها و نهار بازار ایشان .رونق رو به کاهش مغازه های
شیرینی فروشی. و چون بعلت گرانی بیش از حد مردم
توان تهیه آجیل و سایر مخلفات عید را ندارند.لذا همراه با
کسادی بازار این صنف ،یکی از رسوم خوب عید نوروز
هم، درحال از بین رفتن است. دادن عیدی به بچه ها هم
در حال ضعف و نابودی است . و دیگر کمتر شاهد
پوشیدن لباس نو، توسط افراد هستیم. رونق بازار مکالمات
عرض تبریک به مناسبت عید که غالبا جای دیدارها را
گرفته است.افزایش آمار مجروحین و فوت شدگان در ایام
عید و غارت منازل توسط دزدان فرصت طلب.
واقعا شخصا، شاهدِ وجود یک روش آموزشی و سیستماتیک
در جهت بر گزاری شایسته شادی ها و نشان دادن آداب
درست و صحیح و سنتی، نبوده ام. آیا می دانید هیچ سازمانی
با وظیفه ایجابی و مثبت در مورد شادی ها و بخصوص از
نوع ملی وجود، ندارد. دادن عیدی سالی یک بار طبق قوانین
کاری بین المللی است و ربطی به عید نوروز ندارد. فقط
این ایام برای این پرداخت قانونی، تعیین شده وگرنه هیچ عیدی
دلیل و مسبب پرداخت وجهی نیست.تازه جدیدا هم این عیدی با
حقوق بهمن ماه پرداخت می شود و به عید نمی رسد.ابعاد
اجتماعی و سیاسی و فرهنگی اعیاد بسیارمحدود و ضعیف و در
بعضی موارد غرض ورزانه است.بنظر من ملت ایران
هم چنان زنده وفعال و پر نشاط است. و درست آن است که
خودمان با همکاری و هم فکری همدیگر، نسبت به
نوشتن آداب و رسوم شهر و شهرستان های خودمان و...
ادامه دارد