قدرت سکوت

قدرت سکوت

مقالات بلند در مورد مسائل عمومی
قدرت سکوت

قدرت سکوت

مقالات بلند در مورد مسائل عمومی

تحلیلی بر روشنفکری در ایران 5

ادامه مطلب

. در جهان هستی

هیچ دو موردی ،شبیه هم دیگر نیست. پس تجربه یک شکست در

چند سال پیش نمی تواند مجددا تکرار شود. به عوامل پیروزی و

انتخاب راه عملی و صحیح بیندیشید. از مسائل ریز وبظاهر کم اهمیت

براحتی عبور نکنید.

 بیائید قدر شادی های کوچک را بدانیم. در سلسله مقالات رهیافت

پیشنهاداتی ،عرض کردم . اولا امیدوارم مورد توجه و عنایت

خوانندگان عزیز، قرار بگیرد و دوم این که گاهی از متنِ مطالب،

موضوع جدیدی را پیدا می کنم. که نیاز به شرح و تفصیل بیشتری

دارد. تصمیم دارم در مورد غم ها و شادی های رایج در جامعه

مواردی، بعرض برسانم.

با صراحت و محکم ،اعلام می کنم که از غم گفتن ، از درد گفتن

از سیاهی نوشتن .با تلخی فکر کردن، مبارزه را، راه رهائی

دانستن، و مخالفینِ غم و غصه را بی احساس و نادان خواندن را

بشدت محکوم می کنم.

سالهاست در ایران، مراسم عزاداری به بهانه های مختلف بخصوص

مناسبتِ عاشورا و تاسوعا بر پا می شود. در هر سال تعداد روزهای

متعددی بابت سالمرگ بزرگان دین و کشور عزاداری و...وجود

دارد.در عزای مردگانِ عادی حال حاضر، یک روز را به کفن و دفن

و یک روز را به سوم و یک روز را به هفتم و یک روز را به

چهلم و یک روز را به سالگردها اختصاص، می دهند. بر اثر تکرار

مراسم ،غم و اندوه خود بخود بوجود آمده  و البته اخیرا با کمک

 حکومت، اشاعه غم وغصه و گریستن سازمان یافته شده و تقریبا

 نود درصد مردم کاملا به نحوه گریه کردن،غصه خوردن و

 غمگین بودن و حتی تظاهر به غمگین بودن و گریستن آشنا هستند.

 شرکت کنندگان درمراسم عزا که معمولا با نوحه خوانی و

 روضه خوانی بر گزارمی شود. همه توجیه هستند. و کاملا درست

و مرتب و کلاسه رفتار می کنند .ایشان علیرغم این که بیش از صد

 مرتبه ذکر مصیبت روزعاشورا را شنیده اند. بازاتوماتیک و

 طبق عادت فوراجلوی چشمان خود را می گیرند و بخودشان

 فشار می اورند تاچشمشان تر شود. در مراسم حادِعزاداری

 بدرخواست نوحه خوان، فورا بر خاسته و طبق آهنگ نوحه،..

ادامه دارد 

تحلیلی بر روشنفکری در ایران4

ادامه مطلب

باید مستند و قانونمند

و احتمالا تحت نظر متخصصین ،فکر کنیم. وقبل از اعلام فکر خود

آن را در معرض نقد و بررسی فردی دانا و آگاه قرار دهیم . تفکر بر

اساس سند واطلاعات درست و سوابق موضوع بسیار ضروری است

نتایج حاصله از تفکر را زمان بندی کرده و در مورد تحقق هر

قسمت راه کارهائی را جستجو و اعلام کنیم. از قول دادن در جهت

رسیدن موفقیت و این که این طرح فلان و فلان می کند جدا خودداری

کنیم. اجازه بدهیم، افرادی اصلا نتیجه فکر مارا نفهمند و بعضی هم

با آن مخالف صد در صد باشند. یک نمونه طرح برای تفکر و دریافت

نتیجه عملی پیشنهاد می کنم .

راه حل ساده و عملی و درست، برای راست گوئی و اجتناب از دروغ.

واقعا چی بفکر شما می رسد. یاد آوری کنم به این بهانه جامعه را قضاوت

نفرمائید.نا امید نباشید.لازم نیست برای راستگوئی تمامِ افرادِ جامعه و

تمام زمان ها، بیندیشید.لطفا در مورد راه حل ساده و عملیِ راستگوئی در

میان افراد مستعد اطراف خودتان، آن هم برای یک روز و حتی کمتر

تفکر، بفرمائید.

هر صبح با بیداری شما یک هدیه زیبا و بی نظیر از طرف جهان

هستی به شما تقدیم شده.شما چه هدیه ائی برای جهان هستی دارید.

توصیه می کنم بمنظور فاصله گرفتن از افکار و بینش منفی از دیدن

. شنیدن و گفتن فجایع و حوادث روزانه که در رسانه ها  منتشر می شوند

جدا خودداری کنید.اگر احتمالا در جاده و قبل از شما تصادفی اتفاق

افتاده، نایستید و به منظره نگاه نکنید. به افرادی که در مجالس و محافل

داستان های خشن تعریف می کنند گوش ندهید. اگر با حکومت بهر شکلی

مخالف هستید . اولا دلیل و منطق مخالفت خودتان را بدانید و در زمینه

تخصصی و یا اطلاعات بیشتری اگر دارید تفکر و عمل بکنید. در تمام

زمینه ها و پدیده های مربوط به عملکرد رژیم ورود نکنید.یک نگرش

کلی برای مخالفت وجود دارد که تقریبا تمام مخالفان این نگرش را

دارند ولی برای یک انسان متخصص و دلسوز لازم است در یک

حوزه فنی و تخصصی و نزدیک به اطلاعات خودش بصورت نیمه

حرفه ائی فعالیت کند. در محافل و مجالس بحث و گفتگو را بسمت

سیاست نبرید و بدانید گفتار شما در مورد نارسائی های موجود

دارای بار منفی است و کار مفیدی را ایجاد نمی کند. اگر در محفلی

سیاسی و تخصصی حضور داشتید فقط در زمینه تخصصی و اطلاعاتی

خودتان کوتاه وموثر مطالب را بیان کنید و بخصوص اجازه بدهید

دیگران هم دیدگاه های خود را بیان کنند . در ادامه گفتگو هم خودتان

و هم دیگران سعی کنید راه حلی برای موضوع مطروحه پیدا کنید

از بیان کوتاهی ها و اشتباهات دیگران و بیان چگونگی شکست آن ها

در مجالس بررسی هر موضوعی کمتر صحبت کنید. 

ادامه دارد

تحلیلی بر روشنفکری در ایران 3

ادامه مطلب

آیا این مردن ها به جامعه، پیام نمی دهدکه در صورتی که عضو فلان گروه، شویدو خیلی هم ترقی کنید  نهایتا مرگی فجیع منتظر شماست.زندگی و درست زیستن . بهره وری از عمر طبیعی و اندیشیدن درست، وظیفه هرانسان، است ومسئولیت روشنفکران اینست که راه های عملی و اهداف نزدیک را برای جامعه بیان کنند .جامعه آن روز ما ،هم چنین جامعه امروز ما، نیازمند به رشد گام به گام و رسیدن به اهدافِ درستِ کوتاه مدت و دریافت انرژی از پیروزی های سازنده  و تشخیص دوست از دشمن و راه بدست آوردن فرصت ها از موقعیتِ موجود و داشتن انگیزه برای بهبود. اول، وضع خود و بعد وضع، اجتماع ،است.عرض شود پیمودن راه اول بدون توجه به راه بعدی شایسته و پسندیده نیست . ترسیم چشم اندازهای دور صرفنظر از مثبت و منفی بودن آن ها یعنی فریفتن اشخاص ،که در نهایت باعث استفاده سود جویان از وضعیت حال و موجود است. اگر روشنفکران موجب تشدید نگرانی ها در مورد آینده های نامعلوم و بعضا غیر محتمل، نمی شدند. چه بسا جامعه در یک آرامشِ فعال و مفید می توانست چالش ها را بهتر تشخیص داده و حتما راه های بهتری برای زندگی بیابد. شنیدن فریاد درد بیماران و انعکاس آن به غیر پزشکان ومتخصصان و یا حتی رسیدگی شخصی به بیمار، بدون تخصصِ لازم کاری ناپسند و گاهی، کشنده است. تمام کسانی که در گذشته منادیانِ درد بودند و فکر می کردند از این راه احتمالا، به جامعه انگیزه مبارزه ، می دهند در اشتباه بودند و آنانی که امروزه راه آن ها را همچنان ادامه می دهند مغرض و دشمن مردم هستند. راهی که من پیشنهاد می کنم به موفقیت و پیروزی جامعه نظر دارد و کاری به نظام حاکم ، ندارم.کسانی که از قدرت بیان و نوشتن و هر هنر ابرازی دیگر و تمام کسانی که نگران جامعه هستند و در این باره فکر می کنند و از روشنفکران متعهد و دانا دعوت می کنم .اول درست و زیاد و با هدف بیندیشند. اندیشیدن برمبنای تخیلات و ذهنیات و شنیده ها کار ساز، نیست .باید مستند و قانونمند و احتمالا تحت نظر متخصصین ،فکر کنیم. ...

ادامه دارد

تحلیلی بر روشنفکری در ایران 2

ادامه مطلب

 

 کار روشنفکران ما این طور بود. یک جراح را، در نظر بگیرید. بعد از معاینه بیمار و شرح و بسطِ زیاد و تاثر برانگیزِ، نوع بیماری و یا وجود تومور و غده را، به بیمار و اطرافیان و دستیاران و پرستاران و رئیس بیمارستان و احتمالاچند ملاقات کننده سایر بیماران، بگوید. و حتی گاهی هم لزومِ عمل جراحی را عنوان  و تاکید کند که وقتِ زیادی، نیست و بیمار بایستی حتما تحت عمل جراحی، قرار بگیرد.اما هیچ اقدامی در مورد جراحی و تهیه سایر مقدمات، نکرده و درمقابل در خواست همراهان بیمار،مرتب بگوید، شما از مشکلاتِ بیمار و عمق فاجعه، خبر ندارید.لطفا اطراف بیمار را ،خلوت کنید. و باز بیرون از اطاق بیمار، مجددابرای سایرین از اهمیت بیماری، داد سخن داده و هیچ راه حلی را هم پیشنهاد، ندهد و در مقابل در خواست هم راهان بیمار که خواستار جابجائی بیمار از این بیمارستان به جای دیگر، هستند اظهار کند که شما نمی فهمید و از وخامت حال بیمار خود، اطلاع ندارید. بعلاوه ازمسئولیت ما، براحتی گذشته اید.حالا اگر به نوع نگاه روشنفکران مابموضوعات توجه کنیم، خواهیم دید که هر کدام در کمال بی مسئولیتی و نادانی فقط دردها، آن هم با در صدهای پائین و نایاب فراوانی را، هی تکرارکرده اند.اغلب آن ها بدون دسترسی به آمارها و حتی اطلاعات عمومی از وضعیتِ سایرِ جوامع و بی خیال از نوع و عملکرد اقتصادکشورهای دیگر و بخصوص بررسیِ دلایل پیشرفت جوامعِ گوناگون و استخراج دلایل واقعی و عملی پیشرفت ها و ایجاد انگیزه و زنده کردن روح تعهد در جامعه و در قلب جوانان و شکر گزاری از بابت آن چه که در اختیار جامعه قرار دارد و سعی در زدودن خرافات و زود باوری و تاکید بر سلامتِ روحی و روانی جامعه و معرفی فرصتهای رشد وترقی و بکار گیری سرمایه نقدی و اجتماعی و آگاه نمودن جامعه به موقعیت شان در جهان و معرفی دشمنان خارجی و نوشتن انگیزه ها و عملکرد دشمنان ایران و نمودن مسیر همکاری و تعاون در راه پیشبرد اعمال انفرادی و اجتماعی، بسمت بر خورداری نسبی تمام افراد جامعه  و نشان دادن طرز فکر سالم و صحیح و نحوه درستِ بهره برداری ازمنابع شخصی و همگانی و لزوم احترام به همنوع و دیگران و طرزصحیح تربیت فرزندان سالم و پر نشاط و......داستان سرائی سیاه کردند.تئاتر بازی کردند. فیلم سینمائی و گاهی تلویزیونی ساختند . شعر سرودندآواز خواندندونمایش نامه نوشتندو نمایشات با بار منفی زیاد خارجی رانمایش دادند.و مانند یک پیرِ غرغرو در مورد همه چیز و همه کس فقط غر زدند.هیچ یک قادر نبودند اثرات و عوارض تفکر ویرانگر خود بر جامعه را بفهمند.آن ها به بهانه مخالفت با حکومت، شیرازه اخلاقی، دینی و اجتماعی مردم را، از هم گسیختند. و جامعه هم آن قدر در این راه عادت کرد که شاید دیگر نتواند به توانائی های کارساز و مثبت خود آگاه شود.حیف است به یک مورد معروف اشاره نکنم. یکی از گروه های چپ  به این باور رسیده بود. که راه چاره مبارزه مسلحانه و چریکی است آن ها خوشباورانه انتظار داشتند که پس از شروع مبارزه، مردم به آن ها بپیوندند. آن ها سال ها به مبارزه ادامه دادند بدون این که واقعا جامعه  حتی از اعمال آن ها آگاه باشد و یا اهمیتی بدهد. این گروه آن چنان از وضعیت جامعه و طرز فکر و تلقی آن ها دور بود که متوجه عدم استقبال مردم، از این نوع عملیات نشد. آن ها کشته شدن خود راراه گشا و محرک می دانستند و کسی در بین آن ها نبود و حالا هم نیست که بگوید چرا بجای منطق—تفکر---نوآوری و پرورش افرادمفید، اعضاء شما باید بمیرند. آیا این مردن ها به جامعه، پیام نمی دهد...

ادامه دارد 

تحلیلی بر روشنفکری در ایران1

ادامه مطلب

 

نکته همه گیر و عجیب این است که مثبت اندیشان و کسانی که به ارائه راه حل مناسب اعتقاد دارند و آن ها که داستان های زیبا و امیدوار کننده می گویند را فردی ساده لوح و بی درد و شاید کمی شیرین عقل می دانستند .این نوع بر خورد با سیاه گویان و سپید اندیشان اثر فلج کننده و سختی در جامعه دارد. یعنی مردم فقط انبار دردها و رنج ها را زیر و رو کنند  و هرگز بدنبال راه حل و رفع مشکل از طریق اندیشه و تفکر نباشند مردم نا امیدی که از فرط غصه و عصبانیت طالب مرگ دیگران و درشرایطی مرگ خود باشند. لطفا بیندیشید چگونه کسی که به مرگ می اندیشد می تواند ،مبدع و مبشر راه زندگی و نشاط و موفقیت باشد.چگونه مغز جوانان  را مسموم می کردند که او تشخیص نمی داد با تفکر به مرگ ونابودی فقط خشونت و مرگ ونابودی رشد می کند نه رشد و شادمانی و اندیشه ورزی آن جوان با کدام علم وتجربه می دانست که تنها راه نجات یک جامعه فقط مرگ است و رهروان راه های دیگر همگی شکست قطعی خورده اند.او چگونه تسلیم القائات مرشد و مربی و ....می شد و جان خودش را در اختیار تفکرات مسموم و کشنده قرار می داد. بله بیشترِ زمینه ، در افکار جوانان و احساس بن بست در زندگی، ناشی از همین سیاه نمائی ها و سیاه کاری ها، بود.یکی دیگر از عوامل سیاه بینی مردم  آمادگی ذهنی ایشان، در قبول مصیبت ها و ظلم ها و بیماری ها و انواع دردهای دیگر بود...در جامعه ما آئین شادی بسیار کم بود و بسیاری از مذهبی ها عید نوروز را جشن نمی گرفتند (مثل حالا) ومردم عادی هم به مناسبات نیمه شاد مذهبی التفاتی نداشتند.و اصولا شادی  تقبیح شده بود.  خندیدنِ با صدا، دون شان مردان بوده و بطور کلی برای خانم ها ممنوع بود. تکرار آئین عزا داری و شرح اتفاقات خون آلود و خشن و بی رحمانه طی دو ماه در سال و اختراع انواع روشها برای ایجاد احساس نفرت و کینه در دل ها  و بخصوص خواندن اشعار غم انگیز و خون آلود و ارائه ندادن سندِ معتبر، برای این خشونت و خونریزی و عادت کردن مردم، به شنیدن و تفکر نکردن، خودش ارائه مطالب سیاه را برای نویسندگان و گویندگان آسان ومیسر کرده بود. سیاه بینی مردم ناشی از فقر و بدبختی و بیماری خودشان نبود. آن ها تحت تاثیر رگبار مسلسل روشنفکران واسلحه مداحان وروضه خوان ها قرار داشته و دارند و امیدوارم روزی برسد که مردم ایران به راه شاد زیستن و دریافت مواهب جهان هستی با شادی آشنا شوند. زندگی شاد هنر می خواهد.

ادامه دارد