اکنون ساعت هفت و بیست دقیقه بیست و هفتم خرداد ماه است
در ایران و امروز انتخاباتی در جریان است که طی آن نهمین رئیس
جمهور تعیین میشود
انتخاب رئیس جموری در ایران شبیه اسب خریدن ارباب زورگو و یا
پادشاه قدرتمند و یا یک شوهر خشن و کتک زن است
همسر این آقا فقط اجازه دارد از خرید جناب شوهر تعریف کند.حالا اگر اسب
واقعا لایق تعاریف باشد .زن پادشاه و یا آن قلدر راست گفته و لی در هر حال
این پادشاه است که چیز حوب خریده واگر هم اسب چندان خوب نباشد پس زن
آن مرد قلدر دروغ گفته و هر چند ارباب (شوهر)را خوش آمده اما بعنوان یک
زن فریبکار و دروغگو باید منتظر عواقب کار باشد
حالا این اسبه زمین می خورد و معیوب می شود آن جبار میاید به زنش می گوید من
این اسب ضعیف را از آن جهت خریدم و از تونظر خواستم زیرا لازم بود که
اولا من صداقت تورا امتحان کنم ثانیا تو را قانع کنم که من مستبد نیستم و می خواهم
تو بلد شوی که یک اسب سالم را چطوری می شود انتخاب کرد
و برای چندمین بار درس های طولانی برای همسر اسب نشناس که بعله اسب های خوب
تاریخی چطور اسب هائی بودند و چطور همسران آن اسب خرها ایشان را ستایش می کردند
و چگونه این اسبان به صاجبان خود وفا دار بوده اند
آقا مردم شریف ایران از این که برایش اسب خوبی را می خواهید بخرید ممنون است
اما یک تقاضا داریم
لطفا این اسبتان را بنام ملت و مردم ایران سوار نشوید .ایشان که
خوب سواری داده اند تا بتوانند به مرحله کاندیداتوری برسندخوب
دیگه چرا زن ارباب باید بگوید اسب و سلیقه من
ما که حرفی نداشتیم
ما که حرفی نداریم بگوئیم که اسب تازه نفس آقامون یه رخشه- نه اصلا ما میگیم اسب تازه آقامون یه ذوالجناحه
اما چرا دنیا را از دید اسب جدید نگاه نکنیم
اسب جدید می تواند بگوید
من اسب بهترین ارباب هفتاد کیلوئی جهان هستم که درهر صورت زن ارباب باید ازمن تعریف کنه. من خیلی خوشحالم که در طویله حضرت پادشاه قدرقدر ت و قوی شوکت آسمان جایگاه که به تائیدات خدائی و پشتوانه های عالم غیب وسر چشمه های دانائی ازلی و ............ و بطور مادرزادی آقا بدنیا آمده اند و برای همیشه می تواند سرور و آقا باشه و از ریش به سبیل و از سبیل به ریش و بقیه مناطق پیوند بزنه و از هر نوع سئوال و جواب و پاسخ گوئی تا روز قیامت مبرا باشه
پشکل خواهم انداخت
پیروزی در زمینه سیاسی برای جمهوری اسلامی بدون تردید یک دستاورد مهم و قابل توجه است.جمهوری اسلامی ایران بعنوان یک حکومت مذهبی پس از حکومت امام علی (ع) قویترین و مذهبی ترین حکومت اعتقادی است
اما در این راه مسائل و مشکلاتی ممکن است پیش بیاید که اثرات غیر قابل چشم پوشی خواهد داشت
1- شکست حکومت مذهبی ایران به مثابه شکست قطعی دین های توحیدی در امر حکومت و ولایت بر مردم است . زیان های ناشی از شکست حکومتی دین اصحاب دین و دینداران بعدی را نیز دچار مشکلات می کند
2- حکومت مذهبی مانع اصلی فعالیت سخت و سنگین تحقیقاتی در امر کشف حقایق دین شده و آن قسمت از دین که مورد توجه حکام است رشد سرطانی می کند
3- حکومت مذهبی موجب پنهان ماندن قسمت های عمده ائی از مشکلات دین می شود
4- ضعف و فتور دولت مردان دینی مستقیما بحساب دین گذاشته می شود
5- فلسفه دینمدار مبدل به روش های استفاده دین در حکومت می شود
6- فرزندان دین مداران اولیه بعنوان اصلی ترین نقاط ضعف دژ دین
7- مورد توجه واقع می شوند و ایشان هم که از نزدیک شاهد دوگانگی ها بوده اند بهتریت اسلحه دشمنان دین قرار می گیرند
8- طرح ادغام دین با سیاست در ایران حداقل هزار سال زود به اجرا در آمده است
مواد اولیه و راه اساسی(دین اسلام)موجود است
تنها کم کاری و خیانت دین مداران (دنیا دوست
عشق حکومت) انسان امروزی را از تشعشع
و تلولو انوار دین محروم کرده
طرحهائی مانند پلو رئالیسم وقرائت جدید از
دین و غیره یک فریب واضح است که تمام
ارباب ادیان جهان را فریب داده و خواهد داد
دین منحصرا یک باور کاملا شخصی است
که در وجود هر شخص طول و عرض خودش
و نورانیت خودش را دارد.این نورانیت زمانی
که از وجود شخص به جامعه میتابدبازتابش آن
بطور طبیعی با انوار دیگران متفاوت خواهد بود
متفکران مغرض به این رنگارنگی اصالت میدهند
و بر سر اینکه رنگارنگی خوب و یا بد است مجادله
میکنند
در حالی که آزادگان به جهات شعاع های نور توجه
میکنند .اگر انواربازتابی جهت درست داشته باشد
کافی است
و این تعریف تمام دین است. بقیه مسائل به کسب
فرصت برای ریاست و حکومت مربوط میشود که
خارج از این مبحث است
نمی دانم افکارم مجددا پیوستگی خواهد داشت
یا نه ؟اگر داشت ادامه خواهم داد
عذرم را از طولانی شدن و یا برعکس نقص مطلب
بپذیرید
شاید علم و فلسفه و بقیه مقولات مربوط به
عقل کاربردی و جهان هستی تا اینجای کار
نا کار آمد شده باشد
احتمالا ورود کامپیوتر و هوش مصنوعی به
زندگی انسان امروزی موجب تغییرات عمیق
و همه جانبه ائی شده باشد.
قطعا اینطور است . بنظر من تلاش ماجور
کسانی که سعی دارند پیوندهای منطقی و یا
پیوند فامیلی بین افکار قدیم و جدید پیدا کنند
و آنرا توضیح دهند زیاد هم ضرورت ندارد
جهان علم و هرچی (فلسفه-کلام-عقل)مشغول
پوست انداختن است و این مرحله بخودی خود
ترسناک و خطرناک است
من مطمئن هستم هیچ یک از انسانهای زنده
امروزعمرشان نمی رسد تا نتایج این پوست
انداختن را ببینند.نگرانی انسان های خوب(البته
خوب به سبک قدیم) هم همین است .ایشان از هر
عاملی که نتوانند نتایجش را پیش بینی کنند
و یا آنرا اصولا درک نکنند می ترسند.
گوئی اجداد غار نشین خود هستند.دقیقا
همان طور می ترسند.طبیعی است که عکس العمل
ایشان به ترس هم همان عکس العمل باستانی
باشد
گسترش زمینه موضوعات و علوم وفنون جدید
بقدری بزرگ و عمیق است که اگر قرار باشد
دانشمندان با معیارهای کهن آنها را تعریف و
تا حدودی تفسیر کنند بشریت احتیاج به ده هزار
سال دارد.
بررسی غلط و درست بودن افکار و فلسفه
افلاطون و سقراط و شیخ اشراق و سهروردی
سه هزار سال عمر بشریت را مصرف کرده
و هنوز هم بسیاری از مراتبش بی پاسخ مانده
لذا هم فلسفه قدیم و هم ابزار این فلسفه . هم
آدمهای آن فلسفه و هم نوع نگاه به جهانش
به پایان رسیده و بشریت بنظر من
دیگر نیازی به هیچ کدام از این مسائل ندارد
شاد باد کسانی که در راه درک سریع علوم و
رخدادهای جهان بر اساس دید ساده جدید و
واقعیات حضوری گام بر میدارد
در این مسیر طولانی دین یکی از عوامل دوکاره
است
دین اگر بخواهد به سبک و سیاق سنتی عمل کند
مانند یک سد راه جلوه کرده و نابود خواهد شد
ولی اگر دین بعنوان یک مدعی جهان مداری
تا قیامت میبایست مطرح باشد باید سریعا خودش
را با واقعیات جهان هستی تطبیق داده و بصورت
تعامل با کلیه افکار و باورها تلاش کند تا جایگاه
اصلی و اصیل خود را پیدا کرده و اشغال کند
همچنین بنظر من دین سنتی و فلسفه قرضی
و نخ نمای ایران (علیرغم ادعا ها)نمی تواند
پاسخگو باشد
شکر نعمت
نعمتت افزون کند
کفر
نعمت از کفت
بیرون کند
بیاد دارم قبل از انقلاب 57 وقتی با مردم در مورد امنیت
و پیشرفت کشور و......صحبت می کرد ایشان با دلیل و منطق
در حد خودشان نارسائی ها و مشکلات شاه را عنوان می کردند
و از انقلاب و فردای بهتر حرف میزدند
امروز 25/3/84برای امور بانکی از خانه خارج شدم
طبق معمول با شخصی های مسافر کش در مسیر قرار گرفتم
داخل این ماشین هم مانند ده ها ماشین دیگر همه بی رودروایستی
ناسزا و فحش می دادند.
راننده گفت این یارو خونخواره (محسن رضائی)را در حومه اسلامشهر
هو کرده اند. و.....
این سزای دنیای تبه کاران است که به همین راحتی از چشم مردم افتاده اند
و منحصرا برای ادامه حکومت خودشان مشغول جان کندن شده اند
سزای آخرتشان چه خواهد بود خدا می داند
اما در طول بیست و هفت سال یک رژیم موفق شود تا این حد در مقابل
مردم خودش بیایستد واقعا نوبره
گاهی می اندیشم نکند آخوندها دارند انتقام ساقط کردن شاه را از مردم
باز می ستانند.
جهت اطلاع عرض می شود.آخوندها در زمان شاه روزانه چهار و یا پنج
روضه در خانه ها برای خانم ها می خواندند .بابت هر روضه بین دو تومان
تا پنج تومان پول می گرفتند که مساوی بود با حقوق نصف روز یک عمله
بنا
اما حالا کسی به روضه های ایشان پول نمی دهد پس مجبورند از هر طریق
دیگری که البته با فشار خونشان مغایرت دارد پول در بیاورند
این همه کار برای ایشان طاقت فرسا می باشد .شهردار منطقه یک فکری بکند تا
بلکه جایگاه ایشان در منطقه دو باره فعال شود